تبليغاتX
درگذشت آیت الله منتظری تسلیت باد تک نوشت

تک نوشت

:: دل نوشته های یک دانشجو ::



آدرس وبلاگ به www.1nevesht.com انتقال یافت


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 15:13  توسط حامد 

چند وقت پیش مراسم تجلیل از هنرمندان سریال تلویزیونی رستگاران بود. البته من که هنرمندی در این مجموعه ندیدم (به جز آتیلا پسیانی). یک هنرمند دیگه هم بود که در حرکات موزون گردن خیلی مهارت داشت و اصلا نمیتونست اون گردن مبارک رو صاف نگه داره (نرگس جون رو که یادته؟!). بعد از اینکه تک تک بازیگران در این مراسم صحبت کردند نوبت رسید به رئیس صدا و سیمای ملی (ضرغامی رو که یادته؟). صحبت رستگاری و این حرفا بود که ایشون یک شخص رستگار رو مثال زدن. شخصی که در 48 ساعت آخر عمرش رستگار شد! ایشون اشاره کردن به مرحوم منوچهر آتشی. شاعری که به قول ایشون 30 سال با جمهوری اسلامی مخالف بود و بر علیه نظام شعر می‌نوشت اما به یکباره در سال 84 و در 48 ساعت باقی مانده عمرش توبه می کند و چهره ماندگار می‌شود! خیلی کنجکاو شدم که بدونم این شاعر کی بوده و چی می‌نوشته و چرا چهره ماندگار شده. بنابراین دست به دامن موتورهای جستجو شدم. من از قبل این شاعر رو نمی شناختم و اصلا اسمش رو هم نشنیده بودم و با توجه به حرف هایی که جناب ضرغامی در مورد ایشون زدند فکر می کردم وقتی که اسم منوچهر آتشی رو گوگل کنم با پر بازدید ترین صفحه اینترنتی در ایران مواجه بشم (این صفحه). اما اینگونه نبود. سایت های بسیاری رو مرور کردم و اطلاعات زیادی رو راجع به این شاعر بدست آوردم اما در هیچ کدوم آنها خبری از مخالفت با نظام و این حرفا نبود. تنها لکه سیاهی که می‌شد در زندگی ایشون پیدا کرد این بود که در زمان حکومت پهلوی یکبار از رضا خان تمجید کرده (که به نظر من این لکه سیاه محسوب نمیشه). نمیدونم اون صحبت هایی که اون شب رئیس سازمان صدا وسیمای ملی در مورد منوچهر آتشی کرد مربوط به چه قضایایی میشه و به چه دلایلی این شاعر به عنوان چهره ماندگار شناخته شد، به دلایلی که ضرغامی مطرح کرد و یا دلایل دیگه ای که ما ازش بی‌خبریم. البته اونطور که من فهمیدم منوچهر آتشی شاعر بسیار بزرگی بود و در شعر نو مهارت ویژه ای داشت و از شاگردان مستقیم نیما یوشیج بود. اما نمیتونم بپذیرم که ایشون صرفا به خاطر شاعر بودن چهره ماندگار شد، چون ازون قدیم ندیما تنها چیزی که تو این مملکت بهش بها داده نمیشده همین فرهنگ و هنر و شعر و شاعری بوده.(من مطمئنم که اگه الآن فردوسی هم زنده بود چهره ماندگار نمیشد! ). بنا براین همچنان در کف این ماجرا باقی موندیم و نفهمیدیم قضیه این منوچهر خان چی بوده. از ایشون خواهش می کنم که یک شب به خواب بنده تشریف بیاورن و خودشون ماجرا رو واسم روشن کنن!

پی نوشت: دوستانی که راجع به این قضیه چیزی میدونن ما رو هم بی نصیب نذارن.

لینک‌های مرتبط :

منوچهر آتشی

معروف ترین شعر آتشی


+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 17:8  توسط حامد  | 

انگار هیچ چیز ما ایرانی ها نباید حساب کتاب داشته باشه و تو هر عرصه ای پا میذاریم باید اونجا رو به گند بکشیم!

یکی از عرصه هایی که ما به گند کشیدیم همین دنیای وبلاگستان هستش. مثل اینکه تو ایران هر کی از مامانش قهر می کنه فقط مجبوره که 2 تا کار انجام بده، یا میره خواننده میشه و یا میره وبلاگ میزنه!
به نظر من هر چیزی حساب کتاب داره و وقتی میخوایم کار جدیدی رو انجام بدیم باید قبلش با با ضوابط و قوانین اون کار آشنا بشیم و بعد وارد گود بشیم! دوست عزیزی که زحمت می کشی و به وبلاگ من نوعی میای و بدون اینکه بفهمی من کی هستم، چی می نویسم و اصلا چه سنخیتی با شما دارم کامنت میذاری که "من لینکت کردم، منو بلینک، بای" آخه این چه فرهنگیه که شما داری باب می کنی؟ به نظر من این یک توهین به شعور نویسنده وبلاگ هستش. هر چیزی راهی داره حتی درخواست لینک!
شاید برای همه شما هم اتفاق افتاده باشه. کلی روی یک مطلب کار می‌کنید و براش زحمت می‌کشید و اون وقت طرف میاد تو کامنتش برات عکس خرس میذاره یا چه میدونم، عکس قلب و هر کوفته زهر ماری دیگه! و لابه لای اون قلب ها و خرس ها هم نوشته "جیگرتو بخورم، من آپم، زودی بیا"  در چنین لحظه ای دلت میخواد از درون منفجر بشی!!!!
سر زدن به وبلاگ دیگران هم باید اصولی باشه. اگه دوست داری نویسنده وبلاگ خاصی بیاد یه وبلاگت و مطلبت رو بخونه نباید بری و بگی " وبلاگت زیبا بود، چقدر تو ماهی، قربون چشای قشنگت، به منم سری بزن ". مطمئن باش از 20 تا وبلاگی که سر بزنی و اینطوری درخواست کنی شاید 2 یا 3‌ نفر که اونا هم مثل خودت هستن بهت سر بزنن!!!
امیدوارم با پیشرفت هر چه سریعتر وبلاگ نویسی در ایران دیگه شاهد این فجایع نباشیم!

پی نوشت: از برخی دوستان عذر میخواهم.

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 22:49  توسط حامد  | 

این روزها خبرهای جالبی از روزه گرفتن بازیکنان مسلمان در اروپا شنیده میشه. بازیکنان مسلمان تیم های باشگاهی در اروپا به طور عجیب و خیلی سرسختانه قصد روزه گرفتن دارند و با وجود اینکه با مخالفت شدید باشگاه و مربی تیم خود مواجه میشن اما باز هم اصرار به روزه گرفتن دارند. واقعا آدم لذت میبره! ما که در یک کشور اسلامی زندگی می کنیم و همه مسلمون هستیم موقع روزه گرفتن که میشه دنبال هزار جور دلیل و عذر شرعی می گردیم که از روزه گرفتن خلاص بشیم (!) و اگر هم روزه بگیریم کلی منت سر خدا میذاریم!

واقعا اگر ما جای کسانی بودیم که در یک کشور غیر اسلامی  و به دور از فضای دینی و مذهبی و پر از فساد، زندگی می کردیم اون وقت یادمون می‌آمد که باید ماه رمضون‌ها روزه بگیریم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 14:5  توسط حامد  | 

روز اول ماه رمضان بود و نزدیک افطار. احساس می کردم یک چیزی کمه.یک چیزی که سال های قبل و نزدیک افطار بود اما حالا نیست و نبودنش باعث شده که بوی ماه رمضان رو مثل سال های قبل حس نکنم. یه خورده که فکر کردم فهمیدم قضیه چیه. کانال تلویزیون رو عوض کردم. زدم کانال 1، خبری نبود. زدم کانال 2، خبری نبود، 3، خبری نبود، 4،5،6 خبری نبود!

بله. دعای نزدیک افطار که هر سال با صدای استاد شجریان پخش می شد در هیچ شبکه ای پخش نشد. نمیدونم صدا و سیما قصدش ازین کار چی بود. اما میدونم که چرا دیشب دوباره این دعا مثل سال های قبل پخش شد. این اثر جاودان مال مردم ایران هستش و هیچ کس نمیتونه مال مردم رو تصاحب کنه!

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 16:10  توسط حامد  | 


همه اهالی محل خوشحال بودند که

با قهرمان اسکواش جهان همسایه اند .

البته ...

همه به غیر از همسایه دیوار به دیوار .


همسایه دوستت دارم. دوستت دارم وقتی می‌بینم همیشه مواظبم هستی.

دوستت دارم وقتی مواظبی که چی می‌پوشم و از سر علاقه‌ای که به من داری تو هم می‌پوشی.

دوستت دارم وقتی مواظبی که چی می‌خورم و تو هم همان را می‌خوری.

دوستت دارم وقتی که در کوچه و خیابان قدم می‌زنم سایه‌ام را دو برابر می‌بینم.

دوستت دارم که در شادی‌ها با منی و در گرفتاری‌ها هم مثل من گرفتار می‌شوی.

تو را دوست دارم وقتی که شکست خوردن من را می‌بینی از آن سر کوچه فریاد میزنی و با سلامی گرم به من می‌فهمانی که بعد از هر شکست یک پیروزی‌ست و وقتی پیروز می‌شوم دیگر جواب سلامم را هم نمی‌دهی.

همسایه تو را دوست دارم که سایه به سایه با منی و خوشحالم که درب دستشویی و حمام خانه‌مان قفل دارد.

پی‌نوشت: قسمت قرمز رنگ متعلق به وبلاگ سیب‌زمینی خورهاست.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 13:49  توسط حامد  | 

سایت تراوین در دومین جشنواره آنلاین وب سایت‌های ایرانی به‌ دلیل ارائه‌ای نوین از بازی آنلاین و ایجاد محیطی سرگرم‌ کننده برای کاربران، عنوان سایت برتر در گروه سرگرمی را دریافت کرد.
تراوین یک بازی تحت وب می باشد که در آن شما با دیگر بازیکنان به صورت آنلاین بازی می کنید و کار خود را به عنوان رئیس یک دهکده کوچک شروع می نمايید... این تعریفی است که سایت تراوین بصورت خلاصه و مفید برای خودش در نظر گرفته است.
شما برای بازی کردن احتیاجی به دانلود کردن برنامه خاصی ندارید و بصورت آنلاین بازی خواهید کرد. در واقع شما با دیگر بازیکنان به طور همزمان بازی می‌کنید.
شما باید از میان سه نژاد موجود یعنی گول ها، توتن ها و رومي ها یکی را انتخاب کنید وبازی رو شروع کنید. هر کدام از این نژادها دارای معایب و مزایایی نسبت به هم هستند که در بخش راهنمای سایت می توانید آن‌ها را ببینید.
هم چنین کاربران سایت می‌توانند در بخش فروم به بحث و تبادل نظر با یکدیگر بپردازند. علاوه بر این بخشی نیز تحت عنوان گپ برای گفتگوی مستقیم کاربران فراهم شده است.
اگر به بازی آنلاین و تحت وب علاقه دارید این سایت رو از دست ندید!
سایت تراوین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 18:24  توسط حامد  | 

این روزها تب جومونگ تمام کشور رو فرا گرفته... پیر و جوون رأس ساعت میشینن پای تلویزیون تا بفهمن قصه این فرمانده جومونگ آخرش به کجا ختم میشه. خبرهایی هم مبنی بر حوادثی که در پی تماشای این سریال برای علاقه مندان افراطی میفته هر روز به گوش میرسه!!! من خودم طرفدار پر و پا قرص این سریالم. اما عزیز دلم! چرا اینجوری میکنی؟ چرا بچت رو از هول تماشای جومونگ وسط بیابون رها می کنی؟ چرا واسه سوسانو خودکشی می کنی؟ نمیتونی مثل آدم بشینی سریالت رو ببینی؟ (به خاطر این جمله آخر واقعا پوزش میخوام اما چاره ای نیست). چون این حوادثی که داره رخ میده فقط عرصه رو واسه این فیلم سازان حسود، بد بخت و بیچاره ایرانی باز تر میکنه که براحتی هر چه تمام تر این سریال پر طرفدار رو نقد می کنن. چرا نمیخواین قبول کنین؟ جومونگ با کم ترین هزینه ممکن ساخته شده و الآن به پرطرفدار ترین برنامه تلویزیونی تبدیل شده. وقتی بلد نیستید فیلم و سریال بسازید چرا کار خوب دیگران رو زیر سوال می برید؟ سینمای ایران مرد... تلویزیون ایران مرد... نکنه انتظار دارید خروس جنگی رو بفرستید جشنواره تا جایزه اسکار بگیره؟ یا نه، چار چنگولی رو بفرستید! هان؟ کدومش؟

میگن مگه ما خودمون رستم و سهراب نداریم که سنگ جومونگ رو به سینه میزنیم. خوب اینم از بدبختی شماست که نمیتونید تاریخ ایران رو درست به مردم نشون بدید. سریال رستم و سهرابتون رو هم دیدیم. تنها چیزی که ازون سریال و شخصیت رستم میشد فهمید این بود که رستم یه معتاد بدبخت بود که توانایی هیچ کاری رو نداشت!

بپذیرید... بپذیرید که سینما و تلویزیون ما دیگه هیچ جایگاهی تو دنیا نداره! بپذیرید و از حسودی بترکید...

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 22:16  توسط حامد  | 

1- مجله اینترنتی پریانا ( pariyana.com )                                                                           

2- ورد پرس فارسی ( wp-persian.com )

3- کانون هواداران آرسنال ( arsenal.ir )

4- شجریانی ها ( shajarianfans.com )

5- گوگل ( google.com )

6- یاهو ( yahoo.com )


شما چطور؟

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 18:44  توسط حامد  | 

 

 

                                   


هر وقت دلم می گیره و اعصابم ازین روزمرگی و تکرار عادات خسته میشه تنها چیزی که میتونه به روحم آرامش بده گوش دادن به صدای دلنشین استاد شجریان همراه با صدای سازهایی است که هر کدوم از اونها روح آدم رو به پرواز در میاره...

نمی دونم چه اتفاقی افتاده که اصالتمون داره از یاد میره. نمی دونم چی شده که فرهنگمون بازیچه دست این و اون شده. نمیدونم سنتمون کجا رفت...

نمیدونم چرا آدمایی که حتی زبان فارسی رو هم بلد نیستند روی صندلی تالارهایی میشینن که موسیقی دلنواز ایرانی در اون طنین انداز شده اما جوونای ما صبح تا شب سیمی به خود وصل می کنند که از اون صدای بوق ماشین ، موتور، شلوغی و هیاهو بیرون میاد...

                براستی...

فرهنگمون کجا رفت؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 12:54  توسط حامد  |